حکایت سلطان محمود و
طلخک

سلطان محمود غزنوی به طلخک گفت که تو با
این جامه یک لا در سرما چه می کنی؟ که من با این همه جامه می لرزم؟

گفت : ای پادشاه تو نیز مانند من کن تا
نلرزی.

گفت : مگر تو چه کرده ای؟

گفت : هر چه داشتم را در بر کرده
ام!

/ 2 نظر / 20 بازدید
محب ولایت

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم سلام علیکم ┐───────────────────────────────────────────────────────┌ حضرت امام سجاد عليه السلام فرمودند: مبادا با دروغگو همنشين شوى كه او چون سراب است، دور را به تو نزديك كند و نزديك را به تو دور نمايد. مبادا با فاسق و بدكار همنشين شوى كه تو را به يك لقمه و يا كمتر بفروشد. مبادا همنشين بخيل شوى كه او در نهايتِ نيازت بدو، تو را واگذارد. مبادا با احمق رفيق شوى كه چون خواهد سودت رساند، زيانت مى زند. مبادا با آن كه از خويشان خود مى برد، مصاحبت كنى كه من او را در قرآن ملعون يافتم. ┘───────────────────────────────────────────────────────└

امینی

با سلام، وبلاگ جالب و متنوعی داری من خیلی استفاده کردم و با اجازه شما از برخی از حکایات رونوشت برداشتم. شما را هم به وبلاگ خودم دعوت می کنم.