دویکا و شوهر ابلهش

سیمین دانشور- جلال آل احمد


 

دهکده‌ی بزرگی بود به نام
«کخادا – kukhada» و در آن‌جا «راسایی- rasa» می‌زیست بسیار ابله؛ با زنش که «دویکا» نام
داشت.

 

زن بدکاره بود و فاسق داشت. فاسقش برهمنی بود و زیر درخت «ویبهی تاکه-
vibhitaka» ملاقات
می‌کردند.

 

شوهر عاقبت تصمیم گرفت از چند و چون کار ایشان سر در
بیآورد. شبی بالای درختی پنهان شد و آن‌چه دید، موید قول افواهی اهل دهکده بود. و
همان از فراز درخت فریاد کشید که: «ای زن! می‌دانم که مدت‌هاست به این نابکاری
مشغولی.»

 

زن در مشکلی سخت افتاد و بی‌مقدمه پاسخ داد: «من غرض تو را
از این سخنان نمی‌فهمم.»

 

مرد گفت: «غرضم را به تو خواهم فهماند. به شرط آن که تا من
از درخت پایین بیایم، همان زیر درخت بمانی.»

 

زن قول داد و تا مرد از درخت پایین بیاید، فاسق گریخته‌بود.
مرد به زمین رسید گفت: «دیگر عذر و بهانه سودی ندارد، چرا که تو را در اثنای این
نابکاری غافل گرفتم.»

 

زن گفت: «شوهر عزیزم! این درخت اصلاً درخت عجیبی است. هرکس
از آن بالا برود، به قوه‌ی سحر درمی‌یابد که همسر او وفادار هست یا نه. و اگر
وفادار نباشد، عاشق یا معشوق همسر خود را خواهد
دید.»

 

شوهر گفت: «حالا که چنین است، تو از درخت بالا برو و مرا
ببین که چه می‌کنم!»

 

زن همین کار را کرد و از فراز درخت فریادش برآمده که: «ای
شوی نابکار! می‌دانم که مدت‌هاست دنبال زنان
دیگری.»

 

و چون این سخن نیز حقیقت داشت، شوهر چه می‌توانست بگوید؟
ناچار با زنِ خود آشتی کرد و هر دو به خانه
رفتند.

/ 1 نظر / 13 بازدید

****** درج رایگان عکس کودکان زیبا****** بی شک شما نیز فرزند،خواهر زاده،برادر زاده یا عزیز دیگری دارید که وجود نازنینش گرما بخش کانون خانواده است. می توانید با مراجعه به سایت "شیرازفردا" به رایگان عکس اونو درج کنید.ضمنا به دوستان و نزدیکانتون اطلاع بدین تا با امتیاز دهی به وی اونو در رسیدن به جوایز کمک کنید. http://www.news.shirazefarda.com/child.php ((نکته مهم:پس از درج عکس تایید آن ممکن است بین 3-6 ساعت به طول بیانجامد)) شیرازفردا بزرگترین سامانه اجتماعی/تبلیغاتی جنوب کشور