یونگ، اصل زنانه را به اروس و اصل مردانه را به لوگوس منسوب میدارد و در کتاب "نامه های یونگ " می نویسد: محتملا آن هم اروس است و هم لوگوس . هم شخصی است و هم غیر شخصی- اروس مهمترین پایه و بنیاد تفاوت میان زن و مرد است." 
یونگ اروس را از زبان دئوتیما ، زنی که آموزگار ِ سقراط بود ، چنین می نویسد: " اروس بی پروا و بی حزم و با حرارت است و مدام در حال حیله گری است مثل حیله های یک مرد شکارچی- او در آرزوی خرد و دانائی است و سرشار از منابع و عاشق دانائی است. اروس یک تردست و شعبده باز ماهر است ، یک کیمیاگر است ، یک سوفسطائی واقعی است . اروس نه میرنده است و نه نامیرنده ، اما در لجظه ای می شکفد و میزید ، آنگاه که اوضاع بر وفق مراد اوست. اروس مرگ را ملاقات میکند و بعد دوباره از نیروی طبیعی پدرش ، زنده میشود.- از کتاب نماد استحاله ، مجموعه آثار کتاب پنجم – 

یونگ ازدرک مفهوم عشق، خودش را ناتوان می بیند و در کتاب خاطرات ، رویاها و تفکرات مینویسد: " من چه در تجربیات پزشکی و چه در تجربیات شخصی زندگی ام ، بارها و بارها با معمای عشق رو برو شده ام و هرگز نتوانسته ام که بگویم و توضیح بدهم که آن چیست!"

به باور یونگ ، عشق تناقض خودش ر ادارد و زبان از بیان آن قاصر و الکن است. یونگ می نویسد : اروس فضای لایتناهی عالم علوی است که گودالهای سیاه دوزخ هم در آن نهفته است و من از یافتن زبانی که این تناقض را بازگو کند قاصرم وزبانم الکن است. .

برای یونگ ، اروس در ریشه زنانگی (feminine) نهفته است . می گوید" به دلائل کاملا روحی -روانی ، من در نوشته های دیگرم سعی کرده ام که آگاهی مردانه را با مفهوم لوگوس و اگاهی زنانه را با اروس برابر بگیرم. یونگ میگوید که طبق تفکرات آموزه های کلاسیک اروپائی ، اروس خدای الوهیت فراسو ی حد و مرز انسانهاست و نه قابل فهمیدن است و نه قابل نمایاندن در هیچ حالتی . اروس یک نقش میانجی میان میرنده ها و نا میرنده ها و انسان و خدایان دارد. در حد و توان خدا گونه اش او مترجم و برملا کننده پیام ها از خدایان به انسانها و از انسانها به خدایان است و بدینگونه است که کیهان از این اتصال میتواند خودش را نگاه دارد. 

این نگاه یونگ به اصل زنانه اروس و اینکه از نظر او خدا "اروس" است

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٤