برای قلب هیچ گذشته و آینده ای وجود ندارد

بهار فصل رویش و نو شدن است.هستی با بهار رویش و نو آوری و زلال شدن را به ما یادآوری می کند. اما خود ما چگونه می توانیم نو شویم و رویش جدید داشته باشیم؟

ما هر لحظه می توانیم این بهار را در خود داشته باشیم.اینکار با مراقبه امکانپذیر است. هر لحظه می تواند لحظه جدیدی باشد اگر فقط در لحظه زندگی کنیم و با هستی و زیبایی های آن همسو و هماهنگ شویم.

قسمتی از مراقبه های اشو در این زمینه:

به قلبت گوش بسپار! از گوش سپردن به قلب هرچه بیشتر بیاموز واز قلبت پیروی کن. ذهن مال تو نیست، جامعه آنرا به تو داده. قلب مال توست، خود خدا آنرا داده.

اگر به قلب گوش بسپاری مراقبه دشوار نخواهد بود. براحتی به آن دست خواهی یافت. آنگاه در نگاه تو هیچ مشکلی وجود نخواهد داشت، زیرا بصیرت می یابی. می توانی همه چیز را همانگونه که هست ببینی. دیگر لازم نیست بین اینکه چه کار انجام دهی و چه کاری انجام ندهی دست به انتخاب بزنی. بی درنگ خواهی دانست که چه بکنی.

مساله انتخاب گزینه ها دیگر مطرح نیست. تو می دانی که کار درست چیست و هرگز پشیمان نمی شوی. تو هرگز مرتکب اشتباه نمی شوی! شاید همه دنیا گمان کند که تو در اشتباهی اما تا وقتی پای قلب در میان است تو بر همه چیز اشراف داری.

در اعماق وجودت می دانی که راه تو اشتباه نیست و هرگز پشیمان نخواهی شد. می دانی که درنهایت همه چیز به خوبی خواهد گذشت. شاید اکنون تصور نتیجه نهایی ناممکن باشد اما قلب بهتر از تو می داند، زیرا قلب در ژرفای اسرار به سر می برد. برای قلب هیچ گذشته و آینده ای وجود ندارد. برای او فقط لحظه اکنون است.

وقتی مراقبه شکوفا شود، وقتی تو به مراقبه نایل شوی ، زندگی ات هموار، زیبا و جذاب می شود.

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٧