داستان مردی که کشتی اش غرق شد و در جزیره ای پناه گرفت .

کشتی مردی ماهیگیر در یک طوفان سهمگین غرق شد اما این مرد به گونه ی معجزه آسایی نجات یافت و توانست خود را به جزیره ای برساند .این مرد با رنج بسیار برای خود یک کلبه چوبین ساخت . روزی برای فراهم کردن آب به جنگل رفته بود ؛ وقتی به کلبه برگشت دید که کلبه دارد آتش می گیرد.
به بخت بد خود نفرین کرد و گفت : خدایا در این جزیره بی کس افتاده ام و اکنون که برای ساخت کلبه ای این همه رنج کشیدم باید این گونه از میان برود . چه کنم ؟ مرد از اندوه و افسردگی خوابش برد .
صبح روز بعد با صدای بوق یک کشتی از خواب پرید ؛ او نجات یافته بود!
وقتی سوار کشتی شد ، از ناخدا پرسید چگونه پی بردید که من در این جزیره هستم؟
ناخدا پاسخ داد : ما نشانه هایی را که با دود نشان می دادید دیدیم و دانستیم کسی در آن جزیره ی غیر مسکونی گرفتار شده است .
  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢٦