هر  قومی برای خود حماسه هایی دارد ، مثلا  کتاب شاهنامه فردوسی  کتاب  حماسه سرای قوم سیستان و فارس است . ما ترک ها نیز  برای خودمان حماسه های زیادی داریم و کتاب های گوناگونی،یکی از  این کتاب ها کتاب دده قورقود می باشد. دده قورقود و افسانه هاى دده قورقود میراث مشترک همه خلقهاى ترک است.

نام دده قورقود اکنون در دنیا شناخته شده است . شاید گمنامترین جایی که     شناخت کمتری نسبت بدان دارند ایران باشد. غالب دانشگاههای بزرگ دنیا آنرا از شاخه     های تخصصی زبان ترکی تدریس می کنند و ترجمه های آن در ادبیات زبانهای دیگر نیز وارد     شده است. داستانهای دده قورقود به هزاران سال پیش برمی گردد اما قدیمی ترین نسخه      خطی استنساخ شده از آن مربوط به سال 444 قمری است و شانزده سال بعد باید جشن هزاره   نسخه خطی آن برپا گردد و یونسکو سال 1999 را به نام دده قورقورد نام گذاری کرده بود.

شخصیت دده‌قورقود:

شخصیت دده‌قورقود که کتاب به نام او نامیده شده  یک فال‌بین، آوازه‌خوان دوره‌گرد (اوزان) و روحانی غز است که کرامات و فضایل عظیمی دارد. واژه دده به معنی «بابابزرگ» است.

با نگاهی‌ دیگر به‌ این‌ قصّه‌ها می‌توانیم‌ اوصاف‌ دده‌ قورقود را چنین‌ وصف کنیم:

دده‌ قورقود به‌ همه‌ چیز آگاه‌ است‌. ایزد تعالی‌ الهامبخش‌ اوست‌. چون‌ نزدیک‌ به‌ زمان‌ آشکار گردیدن‌ دین‌ مبین‌ اسلام‌ و ظهور رسول‌ اکرم‌(ص‌) به‌ دنیا آمده است، چونان‌ مبشّری‌ مذهبی،‌ و از بندگان‌ خاصّ خداست‌. نزدیکی‌ به‌ ایزدتعالی‌، پیامبر حق، و آشنایی‌ با اصول‌ و احکام‌ دینی‌ باعث‌ شده‌ وی‌ به‌ صورت‌ مردی‌ مقدس‌ درآید که‌ با زبانی‌ سخته‌، استوار و آهنگین‌، اشعار تر بسراید و قصّه‌های‌ ناب‌ نقل‌ کند. وی‌ صاحب‌ کرامات‌ است‌؛ چون‌ هر چه‌ می‌گوید، همان‌ می‌شود.

دده‌ قورقود داستانسرایی‌ قدرتمند و سخنوری‌ بزرگ‌ است‌. درواقع،‌ شاعر، حکیم‌ و عارف‌ زمان‌ خویش‌ است‌؛ عارفی‌ که‌ ایزدتعالی‌ الهام‌بخش‌ اوست‌. پیرمرد شاداب‌، سرزنده‌ و سرحالی‌ که‌ به‌ بنا به‌ قولی‌ دویست‌ و نود و پنج‌ سال‌ در این‌ جهان‌ زندگی‌ کرده‌ است‌.

وی‌ مردی‌ است‌ مجر‌ّب‌ که‌ دربارة‌ امور دولتی‌، جشنها و آداب‌ و رسوم‌ کُهن‌، کارزار و آشتی‌ و… آگاهی‌ فراوانی‌ دارد، و به‌ خوبی‌ می‌تواند از عهدة‌ رفع‌ مشکلات‌ بیگهای‌ اوغوز برآید.

 

مهم‌تر از همة‌ اینها، دده‌ قورقود یک‌ اوزان‌ است‌؛ اوزانی‌ که‌ حکایتگر شادیهای‌ و غمهای‌ مردمانِ خویش‌ است‌.او در بیشتر صحنه‌ها، قوپوز)ساز( به‌ دست‌ ظاهر می‌شود و از سرگذشت‌ مردان‌ جاودانِ حماسه‌ها و سنّتهای‌ ترکان‌ حرف‌ می‌زند و نغمه‌های‌ شادمانه‌ و اندوهزا می‌سراید. از صدای‌ سازش‌ دلهای‌ افسرده‌ و مرده‌ زنده‌ می‌شوند، کوههای‌ خشکیده‌، سرسبز می‌گردند، درختان‌ خشکیده‌، غرق‌ در شکوفه‌ می‌شوند، و آب‌ از چشمه‌های‌ خشکیده‌ بر می‌جوشد.

 

باباگرگر - دده قورقود:. گرگر-قورقور کلمه ای ترکیبی ترکی است.  در زبان ترکی قور به معانی جرقه٬ شراره٬ اخگر٬ آتشپاره و ... استּ(قورخانه به معنی زرادخانه از همین ریشه است). همچنین گورگور به معانی آبشار و شعله٬ و قورقور نیز به معانی آوای درهم و بر هم٬ ظرف آهنی برای نوشیدن آب٬ ناودان کوچک٬ قوطی آهنی بیضی شکل استּ علاوه بر نام خود گورگور٬ اکثریت مطلق اسامی جغرافیایی پیرامون آن نیز اعم از روستا و رود و کوه و تپه و ...  از جمله در غرب آجی چای٬ در جنوب  اوچ بلاغ٬ قره خان بلاغ٬ دیره کلو٬ قزلجه کند٬ و در شمال غری دوغان٬ باشلوجه٬ قوچاق٬...همه ترکی است.

گرچه محتمل است که نام گورگور و یا قورقور دارای معانی فوق الذکر بوده باشد اما با اینهمه بعضی از اهالی ترک٬ در ادبیات فولکلوریک ترکی و آذربایجانی و حتی محققین باباگرگر را با دده قورقود و بقعه باباگرگر را با مزار دده قوقود یکی میدانند. بویژه در ادبیات آشیقی ترکی٬ مزارهای با نام گرگربابا٬ به دده قورقود انتساب داده می شوند. یکی از محققین در اینباره چنین می گوید: "در نقل قولهایی که از برخی از آشیقان میشود٬ روایاتی مبنی بر آنکه دده قورقود با پیغمبر اسلام ملاقات کرده و پس از دیدار با وی در راه بازگشت٬ دین اسلام را به طوایف ترک اوغوز آموخته است.

آنگونه که ما شنیده ایم در استانهای کرمانشاه و خوزستان٬ همچنین در خاک عراق٬ مکانهایی با نامهایی مانند باباگورگور٬ باباغرغر و ... وجود دارند. نام این اماکن  با روایات نقل شده از آشیقان منطبق است و می توان به همچو استنباطی رسید که دده قورقود در زمانه خود٬ شخصی مشهور بوده و در مسیر خود به حجاز برای دیدار با پیغمبر اسلام ٬         در محلهایی که اطراق نموده نام خود را به یادگار گذارده است. این محلها در راه آذربایجان٬ کرمانشاهان٬ خوزستان و عراق بوده و در یک مسیر قرار دارند. باباگرگر و بابا غرغر٬ تلفظ  فارسی  و عربی دده قورقود است.

گرچه امروزه اکثرا فرم "قورقود" بکار می رود با اینهمه شکل صحیح این نام به ویژه در ترکى آذربایجانى "قورخود" به معنى مهیب و یا اندیشناک می باشد. امروز در منطقه ترک نشین شمال خراسان-افشار یوردو -  در شهرستان ترکى بجنورد نیز محلى بنام "قورخود" وجود دارد.

افسانه دده قورقود از آلتایهاى سیبرى به ترکستان و از ترکستان به قفقاز و خاورمیانه و از قفقاز و خاورمیانه به سوى آناتولى و آسیاى صغیر و بین النهرین راهى طولانى طى نموده٬ حکایات آن در هر کدام از این سرزمینها بارها و بارها از سوى توده هاى

ترک خوانده شده است. با هر خوانش٬ متقابلا بخشهایى از بافت و رویدادهاى آن سرزمین را در خود جذب نموده و به واقع قورقودى نو آفریده شده است. بدین ترتیب هر قورقود در حالى که ادامه دهنده قورقود پیشین و غیر از آن است در عین حال خود او نیز است. افزون بر آن در دنیاى ترک٬ روشن بینان خردمندى که به حیات معنوى توده ها جهت می داده اند از سوى خلق قورقود نامیده شده اند. به همین سبب است که در دنیاى ترک٬ ما نه با یک دده قورقود بلکه با سیستمى از دده قورقودهاى معنوى - تبارى مواجه می شویم و باز به همین سبب است که در مناطق مختلف دنیاى ترک٬ از ازبکستان تا آنادولو و تورکمان ائلی در عراق و بویژه در آذربایجان از دربند تا قروه٬ مزارهاى بسیار قورقود مشاهده میشود. تا قورقود دربند و قروه آذربایجان٬ صدها قورقورد دیگر وجود داشته است و دده قورقودى که در کتاب دده قورقود از آن نام برده می شود نیز تنها یکى از آخرین نمایندگان سلسله قورقودهاست. شخصیت و افسانه هاى دده قورقود متعلق به دنیاى ترکى و دده قورقود و افسانه هاى دده قورقود میراث مشترک همه خلقهاى ترک است. آنچه که انحصاراً به آذربایجان تعلق دارد گونه اى از آن یعنى کتاب دده قورقود است که بلاواسطه در آذربایجان (ترکیه٬ قفقاز و ایران) شکل نهایى خویش را پیدا نموده و به ترکى آذربایجانى نگاشته شده است.

نمونه ای از امثال موجود در این کتاب: 

هیچ‌ کاری‌ بی‌یاد خدا راست‌ نیاید.

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٩